حكيم ابوالقاسم فردوسى
577
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
و داد او گيتى پر از يادگار گشت . خوشا كسى كه تاج و بارگاه و سپاه او را ببيند . اكنون ديگر گوش و پايم آهو « 1 » گرفته و تهيدستى و ساليانى كه بر من گذشته ، افزون شده است . بخت بدخواه ، مرا بدين گونه ببسته و از بخت بد و سال سخت مىنالم . [ ليك ] شب و روز بر آن شهريار دادگر زمين آفرين مىخوانم . همهء شهر نيز بجز آنهايى كه بدكيش و بدنژادند ، بر اين كار با من همداستانند . زيرا از آن هنگام كه او بر تخت كيانى بنشست ، در كينه و دست بدى را ببست . كسى را كه فزون خواهى و بيشى بجويد ، اگر چه اين بيشى در بارهء پيشينهاش نيز باشد ، بپيچاند . ليك هر كه را خِرد دارد و از اندازهء روز نگذرد ، ببخشايد . پس با اين نامهء شهرياران و بزرگان و سواران جنگىِ پيش « 2 » ، يادگارى ازو در گيتى بگذارم كه تا مردم هست ، نهان نگردد . سراسر آن پر از بزم و رزم و خِرد و سخن و دانش و كيش و پرهيز و كارهاى كهن بسيارى كه گذشته و رهنمونى به سراى ديگر است . باشد كه هرچه را براى امروزش سودمند است ، بپسندد و بالاتر از آن اين كه ، آن ، يادگار و همدمى براى او خواهد بود . چشم داشت آن را دارم كه با اين يادگار ، از شهريار دينار بيابم تا پس از مرگ من نشانى از گنج آن شاهنشاه گردنكشان باشد . اكنون به گفتار سرو - آن فروزندهء سهل ماهان در مرو - باز مىگردم . رفتن رستم به كابل از بهر برادرش شغاد آن پير دانشپذير و هنرمند و گوينده و يادگير چنين مىگويد كه : در شبستان زال ، كنيزكى رامشگر بود . روزى آن كنيزك پسرى همچون ماه بزاد كه به بالا و ديدار به
--> ( 1 ) - آهو به پارسى به معناى عيب و نقص است . ( 2 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1342 ، بيت 4092 آمده : بدين نامهء شهرياران بيش * بزرگان و جنگى سواران بيش ليك در نسخ بروخيم ، ج 6 ، ص 1730 و مسكو ، ج 6 ، ص 323 در هر دو مصرع بجاى واژهء « بيش » ، « پيش » آمده كه صحيح مىباشد .